فرهنگ مردم چنان گستره وسیعی دارد که از چشماندازهای گوناگون میتوان آن را برانداز کرد. دیدگاه شناخت فرهنگ که همه جوانب را در نظر داشته باشد، به یک تعبیر منظر فلسفی است که در این مقاله کوتاه سعی شده است به آن پرداخته شود تا شناختی نسبی به دست آید.
فرهنگ مردم بافتی است از تار و پودهای مختلف که به هم تنیده شده است. این تار و پودها هیچکدام زیرمجموعه دیگری نیستند و یکی کلیتر از بقیه نیست. به این ترتیب، یک بافته خواهیم داشت که از تار و پودهای یکدست ساخته شده است. هرگونه خلل در تار و پودهای پارچه، بافت به هم پیوسته را از بین میبرد و پارچه از بین خواهد رفت. عناصر بسیاری تار و پود فرهنگ را میسازند. ضعف و نابودی هر یک از آنها موجب نابودی یک فرهنگ است. برخی اعتقاد دارند فرهنگ هیچگاه نابود نمیشود، بلکه تغییر میکند. از این منظر میتوانیم بگوییم که با تغییر در تار و پود فرهنگ، بافت آن تغییر پیدا کرده است و به فرهنگ دیگری تبدیل شده که دیگر هرگز آن فرهنگ گذشته نیست. پس فرهنگ گذشته نیست و فرهنگ جدیدی جای آن را گرفته است. وقتی اقوام آریایی به فلات ایران آمدند فرهنگ خود را بر فرهنگ اقوام ساکن قدیمی این سرزمین تحمیل کردند. بهطوری که چیز زیادی از فرهنگ آنان باقی نماند. این در حالی بود که آریائیان با آنان آمیخته شدند. آریائیان به هند نیز مهاجرت کردند و هیچگاه با اقوام ساکن منطقه هندوستان آمیزش نکردند، اما تاثیر زیادی از آنان گرفتند. تاثیر انسانپرستی و بتپرستی و حتی نوع نیایش اقوام ساکن هندوستان که هنوز بر اقوام آریایی بر جای مانده است، بر کسی پوشیده نیست. تشبیه فرهنگ مردم به یک بافت به همتنیده، میتواند یک کشور مانند ژاپن و چین و یا انگلستان و یا قومی باشد که مشترکانشان به اندازه ایجاد چنین بافتی محکم باشد. روی یک پارچه نقشهایی نیز وجود دارد. این نقشها قسمتهایی از فرهنگ مردم است که ممکن است هر شکل و رنگی داشته باشد. آنچه از پارچههای مختلف در نظر اول مشخص است، همین نقشهاست و بعد از این مرحله است که به سختی و نوع بافت متوجه میشویم. نقشها قابل دستهبندی هستند، اما دستهبندی بهطور قطعی با جزئی و کلی کردن مغایر است و متضاد با آن. یک مثال در این زمینه فرهنگ مردم روسیه است که نقش جامعه شهری و روستایی را در خود دارد. میتوان بهطور مشخص دید که تار و پودهایی که در پارچه وجود دارد از زیر نقش جامعه روستایی و شهری میگذرد و طرح و رنگ جدیدی به خود میگیرد. در مورد تار و پودها باید عنوان کرد که تعداد تار و پودها معمولا زیاد است اما به اندازه پارچه مربوط میشود. از جمله تارها میتوان به اقتصاد، سیاست، نظام اداری، لشکری - کشوری، نظام خانواده و از این دست اشاره کرد و در پودهای این پارچه، مذهب، اخلاق، آیینها و سنتها هستند. اما جنس پارچه چیست؟ جنس پارچه آن چیزی است که در کارخانه تولید پارچه از اول مشخص شده است و تغییر در آن کار بسیار دشواری است. ما به مجموعه این تار و پود که بخش مهمی از فرهنگ را شامل میشود و بسیار مهم است، ناخودآگاهجمعی میگوییم. ناخودآگاهیجمعی یک فرهنگ ممکن است از یک جنس و یا ترکیبی از دو جنس باشد. بومیان استرالیا و آفریقای مرکزی یک جنس را دارند. ولی در آفریقای شمالی ما ترکیبی از فرهنگ آفریقایی - عربی را میبینیم. یعنی دو جنس مختلف. فرهنگ گذشته ایرانیان نیز همیشه حداقل ترکیبی دوجنسی داشته است.
فرهنگ استفاده از کالای ایرانی همچنان برای مردم ناآشناست
بازار ایران در حالی در قبضه محصولات و کالاهای داخلی قرار دارد که متاسفانه فرهنگ غلط استفاده از کالای خارجی و ارجحیت آن نسبت به مشابه داخلی، همچنان بین قریب به اتفاق مردم کشورمان رایج است و کمتر متوجه تبعات منفی و پیامدهای ناگوار عدم توجه به مصرف کالای تولید داخل هستیم. از انواع لوازم خانگی گرفته تا انواع اقلام بهداشتی و آرایشی و خوراکی و...، در هنگام انتخاب مردم، نوع خارجی آن در اولویت است و اگر نتوانستیم از پس قیمت آن بر آییم، آن گاه به سراغ مشابه داخلی آن می رویم. در صورتی که خوب می دانیم که محصولات داخلی به جهت کیفی، دست کمی از انواع خارجی آن ندارند، مگر در برخی اقلام لوکس و غیر ضروری زندگی، که نبود آنها نیز لطمه به گذران زندگی وارد نخواهد کرد.
نهادینه شدن یک فرهنگ غلط... از اول که چشم باز کرده ایم، گفته اند که کالای خارجی بهتر از نوع ایرانی آن است و از همین رو، تا چشم کار می کند انواع لوازم لوکس و ضروری خارجی در گوشه گوشه خانه هایمان جا خوش کرده، در حالی که محصولات ایرانی منتظر نگاه و عنایت هموطنان هستند تا بلکه خریداری شوند و منفعتی به جیب یک ایرانی برود. وقتی سراغ تک تک مشتریان پاساژهای لوازم خانگی می روی و در مواجهه با آنان متوجه میل به خرید کالای خارجی از سوی هموطنان می شوی، احساس بدی به تو دست می دهد! فکر می کنی که "مگر عیب و ایراد کالای ایرانی چیست که همگان مشابه خارجی آن را می پسندند و بی اعتنا از کنار محصولات داخلی گذر می کنند!" محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری با اشاره به اینکه فعالیت های اقتصادی به منزله یک مجموعه به هم پیوسته است، تاکید می کند که "توسعه اقتصادی کشور نیاز به تلاش همه جانبه دارد". به گفته وی، پایه توسعه بازار ایران در عرصه جهانی کسب اعتبار است و امروز صیانت از اعتبار تولید داخلی در عرصه بین المللی یک وظیفه ملی و اسلامی قلمداد می شود.
مردم حق استفاده از کالای با کیفیت را دارند ولی ترجیحا باید کالای ساخت داخل را مصرف کنند و این امر نیازمند تحکم نگاه علمی است، به نحوی که دست اندرکاران عرصه تولید، دولت و دانشگاه ها حلقه ارتباطی صمیمی و تعامل پایداری را با یکدیگر داشته باشند. باید از تمامی مزیتهای نسبی کشور عالمانه استفاده شود، به خصوص اینکه کشورمان از موقعیت جغرافیایی مطلوبی برخوردار بوده و در جایی قرار دارد که در بخش صادرات مجدد می تواند ارزش افزوده ایجاد کند. بنابراین همه باید تلاش کنند تا کالای ایرانی با خدمات ایرانی در دنیا معتبر باشد و نام ایران سالها در میان کشورهای هدف ماندگار باشد. زیرا، صیانت از اعتبار تولید داخلی در عرصه جهانی، وظیفه ملی و اسلامی است و منافع زودگذر نباید منفعت ملی را به خطر بیندازد.
قدرت سی. ان. جي در مقابل بنزين
از هنگامي كه اخبار تحريم صدور بنزين به ايران منتشر شده، بيشتر حس بروز جنجال تبليغاتي جديدي در ذهنم خطور كرده است تا يك تهديد؛ زيرا بعيد ميدانستم مطرحكنندگان آن از اطلاعات صنايع سيانجي ايران مطلع نباشند. بنابراين آن را مطلبي پيش پا افتاده تلقي كرده و گذشتم. ولي با گذشت زمان و مشاهده فعاليت جدي چند تن از نمايندگان مجلس آمريكا و وضع قوانين تنبيهي براي صادركنندگان بنزين به ايران و سپس اقدامات جبراني شركت ملي نفت و شركت ملي پالايش و پخش در تسريع اجراي پروژههاي پالايشگاهي و آخرين خبر، يعني تضمين ونزوئلا براي تأمين بنزين ايران كه دست آورد سفر اخير هوگو چاوز ریيسجمهوري ونزوئلا به ايران بوده است، بيتفاوتيام را تبديل به تعجب كرد. اين تعجب نه فقط از ناآگاهي آمريكایيان وطراحان پروژه ضعيف تحريم بنزين عليه ايران بلكه از عدم اشراف طرف خودي از ظرفيت بالقوه جايگزيني ناوگان حمل و نقل بنزينسوز با سیانجیسوز (اجازه بدهيد از اين پس با كلمه فارسيتر «گازسوز» ذكر شود) است. به همين دليل، لازم دانستم مطلبي مختصر كه تاريخچه و حال اين صنعت را شرح دهد ارایه كنم و آينده بالقوه آن را در حدي كه پيشبينيهاي اوليه نشان ميداد به يادآورم، تا ضمن تذكر به مسئولين ذيربط درباب آنچه كه در دست دارند، شايد بهعنوان نسخهاي براي درمان بالانس منفي بنزين كشور، به كار آيد.
تاريخچه حمل و نقل گازسوز اولين اقدام كه در حد آزمايشي توسط شركت ملي نفت در ايران انجام شد در سالهاي قبل از انقلاب و با احداث ايستگاههاي سوختگيري گاز طبيعي فشرده يا سيانجي در مشهد و شيراز بود. همچنين در هر شهر حدود هزار دستگاه خودروی سواري بنزيني به دوگانهسوز (خودرويي كه قابليت مصرف دو نوع سوخت بنزين و گاز طبيعي را بهصورت جداگانه دارد) تبديل شدند و تا سالها پس از انقلاب ايستگاههاي سوختگيري و خودروها در حال بهرهبرداري بودند. در اوايل دهه هفتادودو، حركت جديد در گازسوزكردن خودروها آغاز شد كه هردو مورد مبناي زيستمحيطي داشتند و نگرش اقتصادي مطرح نبود. مورد اول دو سوخته كردن موتورهاي ديزل (موتورهايي كه همزمان دو سوخت گازویيل و گاز را استفاده ميکرده و آنها را به نسبت معين با يكديگر مخلوط ميكند) و استفاده از آنها در ناوگان اتوبوسراني حمل و نقل عمومي داخل شهري بود. تعدادي از اتوبوسهاي شركت واحد تهران به اين تجهيزات مجهز شدند و يك ايستگاه سوختگيري سيانجي هم در توقفگاه افسريه تهران احداث شد و به بهرهبرداري رسید. البته برنامههايي براي افزايش تعداد ايستگاهها و اتوبوسهاي دوگانهسوز توسط معاونت زيربنايي وزارت كشور تهيه و به مرحله اجرايي رسيد. مورد دوم كه بعدا به يك معضل جنجالي هم تبديل شد، تبديل خودروهاي سواري بنزيني به دو سوخته بنزين – گاز مايع (يا همان الپيجي) بود. اين طرح با تمركز بر اتومبيلهاي مسافربر و عمدتا تاكسي اجرا شد كه بهدليل ارایه تقريبا مجاني الپيجي به اين خودروها، مصرف الپيجي بهشدت بالارفته و عدم تعادل عرضه و تقاضاي اين ماده گرانبهاتر از بنزين را باعث شد، ضمن اينكه بعدها مشخص شد بهدليل فناوري موتورهاي تبديل شده، كارآيي زيستمحيطي هم ندارد. از طرفي وزارت صنايع هم موافقتهاي اصولي براي احداث كارخانههاي سيلندر و كيت الپيجي به تعداد زياد صادر كرده بود و عدم هماهنگي با وزارت نفت و نيز اصول برنامه اوليه (تبديل يكصدهزار خودرو آن هم در شهرهاي آلوده) كه توسط سازمان حفاظت محيطزيست ارایه شده بود، باعث ايجاد مشكلاتي گرديد كه بعدا با اجراي طرح سيانجي تا حدي مرتفع گرديد. اين طرح نيز بهدليل استقبال خودروهاي مسافربر مورد حمايت و پيگيري وزارت كشور بهعنوان هماهنگي با شهرداريها قرار داشت.
|