صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157751
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

تار و پود فرهنگ

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

فرهنگ مردم چنان گستره وسیعی دارد که از چشم‌اندازهای گوناگون می‌توان آن را برانداز کرد. دیدگاه شناخت فرهنگ که همه جوانب را در نظر داشته باشد، به یک تعبیر منظر فلسفی است که در این مقاله کوتاه سعی شده است به آن پرداخته شود تا شناختی نسبی به دست آید. ‌
فرهنگ مردم بافتی است از تار و پودهای مختلف که به هم تنیده شده است. این تار و پودها هیچ‌کدام زیرمجموعه دیگری نیستند و یکی کلی‌تر از بقیه نیست. به این ترتیب، یک بافته خواهیم داشت که از تار و پودهای یکدست ساخته شده است. هرگونه خلل در تار و پودهای پارچه، بافت به هم پیوسته را از بین می‌برد و پارچه از بین خواهد رفت. عناصر بسیاری تار و پود فرهنگ را می‌سازند. ضعف و نابودی هر یک از آنها موجب نابودی یک فرهنگ است. برخی اعتقاد دارند فرهنگ هیچ‌گاه نابود نمی‌شود، بلکه تغییر می‌کند. از این منظر می‌توانیم بگوییم که با تغییر در تار و پود فرهنگ، بافت آن تغییر پیدا کرده است و به فرهنگ دیگری تبدیل شده که دیگر هرگز آن فرهنگ گذشته نیست. پس فرهنگ گذشته نیست و فرهنگ جدیدی جای آن را گرفته است. وقتی اقوام آریایی به فلا‌ت ایران آمدند فرهنگ خود را بر فرهنگ اقوام ساکن قدیمی این سرزمین تحمیل کردند. به‌طوری که چیز زیادی از فرهنگ آنان باقی نماند. این در حالی بود که آریائیان با آنان آمیخته شدند. آریائیان به هند نیز مهاجرت کردند و هیچ‌گاه با اقوام ساکن منطقه هندوستان آمیزش نکردند، اما تاثیر زیادی از آنان گرفتند. تاثیر انسان‌پرستی و بت‌پرستی و حتی نوع نیایش اقوام ساکن هندوستان که هنوز بر اقوام آریایی بر جای مانده است، بر کسی پوشیده نیست. ‌ تشبیه فرهنگ مردم به یک بافت به هم‌تنیده، می‌تواند یک کشور مانند ژاپن و چین و یا انگلستان و یا قومی باشد که مشترکانشان به اندازه ایجاد چنین بافتی محکم باشد. روی یک پارچه نقش‌هایی نیز وجود دارد. این نقش‌ها قسمت‌هایی از فرهنگ مردم است که ممکن است هر شکل و رنگی داشته باشد. آنچه از پارچه‌های مختلف در نظر اول مشخص است، همین نقش‌هاست و بعد از این مرحله است که به سختی و نوع بافت متوجه می‌شویم. ‌
نقش‌ها قابل دسته‌بندی هستند، اما دسته‌بندی به‌طور قطعی با جزئی و کلی کردن مغایر است و متضاد با آن. یک مثال در این زمینه فرهنگ مردم روسیه است که نقش جامعه شهری و روستایی را در خود دارد. می‌توان به‌طور مشخص دید که تار و پودهایی که در پارچه وجود دارد از زیر نقش جامعه روستایی و شهری می‌گذرد و طرح و رنگ جدیدی به خود می‌گیرد. ‌ در مورد تار و پودها باید عنوان کرد که تعداد تار و پودها معمولا‌ زیاد است اما به اندازه پارچه مربوط می‌شود. از جمله تارها می‌توان به اقتصاد، سیاست، نظام اداری، لشکری - کشوری، نظام خانواده و از این دست اشاره کرد و در پودهای این پارچه، مذهب، اخلا‌ق، آیین‌ها و سنت‌ها هستند. اما جنس پارچه چیست؟ جنس پارچه آن چیزی است که در کارخانه تولید پارچه از اول مشخص شده است و تغییر در آن کار بسیار دشواری است. ما به مجموعه این تار و پود که بخش مهمی از فرهنگ را شامل می‌شود و بسیار مهم است، ناخودآگاه‌جمعی می‌گوییم. ناخودآگاهی‌جمعی یک فرهنگ ممکن است از یک جنس و یا ترکیبی از دو جنس باشد. بومیان استرالیا و آفریقای مرکزی یک جنس را دارند. ولی در آفریقای شمالی ما ترکیبی از فرهنگ آفریقایی - عربی را می‌بینیم. یعنی دو جنس مختلف. فرهنگ گذشته ایرانیان نیز همیشه حداقل ترکیبی دوجنسی داشته است. ‌

 

فرهنگ استفاده از کالای ایرانی همچنان برای مردم ناآشناست

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

بازار ایران در حالی در قبضه محصولات و کالاهای داخلی قرار دارد که متاسفانه فرهنگ غلط استفاده از کالای خارجی و ارجحیت آن نسبت به مشابه داخلی، همچنان بین قریب به اتفاق مردم کشورمان رایج است و کمتر متوجه تبعات منفی و پیامدهای ناگوار عدم توجه به مصرف کالای تولید داخل هستیم. از انواع لوازم خانگی گرفته تا انواع اقلام بهداشتی و آرایشی و خوراکی و...، در هنگام انتخاب مردم، نوع خارجی آن در اولویت است و اگر نتوانستیم از پس قیمت آن بر آییم، آن گاه به سراغ مشابه داخلی آن می رویم. در صورتی که خوب می دانیم که محصولات داخلی به جهت کیفی، دست کمی از انواع خارجی آن ندارند، مگر در برخی اقلام لوکس و غیر ضروری زندگی، که نبود آنها نیز لطمه به گذران زندگی وارد نخواهد کرد.
نهادینه شدن یک فرهنگ غلط...
از اول که چشم باز کرده ایم، گفته اند که کالای خارجی بهتر از نوع ایرانی آن است و از همین رو، تا چشم کار می کند انواع لوازم لوکس و ضروری خارجی در گوشه گوشه خانه هایمان جا خوش کرده، در حالی که محصولات ایرانی منتظر نگاه و عنایت هموطنان هستند تا بلکه خریداری شوند و منفعتی به جیب یک ایرانی برود.
وقتی سراغ تک تک مشتریان پاساژهای لوازم خانگی می روی و در مواجهه با آنان متوجه میل به خرید کالای خارجی از سوی هموطنان می شوی، احساس بدی به تو دست می دهد! فکر می کنی که "مگر عیب و ایراد کالای ایرانی چیست که همگان مشابه خارجی آن را می پسندند و بی اعتنا از کنار محصولات داخلی گذر می کنند!"
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری با اشاره به اینکه فعالیت ‌های اقتصادی به منزله یک مجموعه به هم پیوسته است‏، تاکید می کند که "توسعه  اقتصادی کشور نیاز به تلاش همه جانبه دارد".
به گفته وی، پایه توسعه بازار ایران در عرصه جهانی کسب اعتبار است و امروز صیانت از اعتبار تولید داخلی در عرصه بین المللی یک وظیفه ملی و اسلامی قلمداد می شود.
مردم حق استفاده از کالای با کیفیت را دارند ولی ترجیحا باید کالای ساخت داخل را مصرف کنند و این امر نیازمند تحکم نگاه علمی است، به نحوی که دست ‌‏اندرکاران عرصه تولید، دولت و دانشگاه‌‏ ها حلقه ارتباطی صمیمی و تعامل پایداری را با یکدیگر داشته باشند. باید از تمامی مزیت‌‏های نسبی کشور عالمانه استفاده شود، به خصوص اینکه کشورمان از موقعیت جغرافیایی مطلوبی برخوردار بوده و در جایی قرار دارد که در بخش صادرات مجدد می‌‏ تواند ارزش افزوده ایجاد کند.
بنابراین همه باید تلاش کنند تا کالای ایرانی با خدمات ایرانی در دنیا معتبر باشد و نام ایران سال‌‏ها در میان کشورهای هدف ماندگار باشد. زیرا، صیانت از اعتبار تولید داخلی در عرصه جهانی، وظیفه ملی و اسلامی است و منافع زودگذر نباید منفعت ملی را به خطر بیندازد.

 

قدرت سی. ان. جي در مقابل بنزين

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

از هنگامي كه اخبار تحريم صدور بنزين به ايران منتشر شده، بيشتر حس بروز جنجال تبليغاتي جديدي در ذهنم خطور كرده است تا يك تهديد؛ زيرا بعيد مي‎دانستم مطرح‎كنندگان آن از اطلاعات صنايع سي‎ان‎جي ايران مطلع نباشند. بنابراين آن را مطلبي پيش پا افتاده تلقي كرده و گذشتم. ولي با گذشت زمان و مشاهده فعاليت جدي چند تن از نمايندگان مجلس آمريكا و وضع قوانين تنبيهي براي صادركنندگان بنزين به ايران و سپس اقدامات جبراني شركت ملي نفت و شركت ملي پالايش و پخش در تسريع اجراي پروژه‎‎هاي پالايشگاهي و آخرين خبر، يعني تضمين ونزوئلا براي تأمين بنزين ايران كه دست آورد سفر اخير هوگو چاوز ریيس‎جمهوري ونزوئلا به ايران بوده است، بي‎تفاوتي‎ام را تبديل به تعجب كرد. اين تعجب نه فقط از ناآگاهي آمريكایيان وطراحان پروژه ضعيف تحريم بنزين عليه ايران بلكه از عدم اشراف طرف خودي از ظرفيت بالقوه جايگزيني ناوگان حمل و نقل بنزين‎سوز با سی‎ان‎جی‎سوز (اجازه بدهيد از اين پس با كلمه فارسي‎تر «گاز‎سوز» ذكر شود) است.
به همين دليل، لازم دانستم مطلبي مختصر كه تاريخچه و حال اين صنعت را شرح دهد ارایه كنم و آينده بالقوه آن را در حدي كه پيش‎بيني‎‎هاي اوليه نشان مي‎داد به يادآورم، تا ضمن تذكر به مسئولين ذيربط درباب آن‎چه كه در دست دارند، شايد به‎عنوان نسخه‎اي براي درمان بالانس منفي بنزين كشور، به كار آيد.
‎تاريخچه حمل و نقل گازسوز
اولين اقدام كه در حد آزمايشي توسط شركت ملي نفت در ايران انجام شد در سال‎هاي قبل از انقلاب و با احداث ايستگاه‎هاي سوختگيري گاز طبيعي فشرده يا سي‎ان‎جي در مشهد و شيراز بود. همچنين در هر شهر حدود هزار دستگاه خودروی سواري بنزيني به دوگانه‎سوز (خودرويي كه قابليت مصرف دو نوع سوخت بنزين و گاز طبيعي را به‎صورت جداگانه دارد) تبديل شدند و تا سال‎‎ها پس از انقلاب ايستگاه‎هاي سوختگيري و خودرو‎ها در حال بهره‎برداري بودند.
در اوايل دهه هفتادودو، حركت جديد در گازسوزكردن خودرو‎ها آغاز شد كه هردو مورد مبناي زيست‎محيطي داشتند و نگرش اقتصادي مطرح نبود. مورد اول دو سوخته كردن موتور‎هاي ديزل (موتورهايي كه هم‎زمان دو سوخت گازویيل و گاز را استفاده مي‎کرده و آن‎ها را به نسبت معين با يكديگر مخلوط مي‎كند) و استفاده از آن‎ها در ناوگان اتوبوسراني حمل و نقل عمومي داخل شهري بود. تعدادي از اتوبوس‎‎هاي شركت واحد تهران به اين تجهيزات مجهز شدند و يك ايستگاه سوختگيري سي‎ان‎جي هم در توقفگاه افسريه تهران احداث شد و به بهره‎برداري رسید. البته برنامه‎هايي براي افزايش تعداد ايستگاه‎ها و اتوبوس‎‎هاي دوگانه‎سوز توسط معاونت زيربنايي وزارت كشور تهيه و به مرحله اجرايي رسيد. مورد دوم كه بعدا به يك معضل جنجالي هم تبديل شد، تبديل خودرو‎هاي سواري بنزيني به دو سوخته بنزين – گاز مايع (يا همان ال‎پي‎جي) بود. اين طرح با تمركز بر اتومبيل‎‎هاي مسافربر و عمدتا تاكسي اجرا شد كه به‎دليل ارایه تقريبا مجاني ال‎پي‎جي به اين خودروها، مصرف ال‎پي‎جي به‎شدت بالارفته و عدم تعادل عرضه و تقاضاي اين ماده گران‎بهاتر از بنزين را باعث شد، ضمن اين‎كه بعد‎ها مشخص شد به‎دليل فناوري موتور‎هاي تبديل شده، كارآيي زيست‎محيطي هم ندارد. از طرفي وزارت صنايع هم موافقت‎‎هاي اصولي براي احداث كارخانه‎‎هاي سيلندر و كيت ال‎پي‎جي به تعداد زياد صادر كرده بود و عدم هماهنگي با وزارت نفت و نيز اصول برنامه اوليه (تبديل يكصدهزار خودرو آن هم در شهر‎هاي آلوده) كه توسط سازمان حفاظت محيط‎زيست ارایه شده بود، باعث ايجاد مشكلاتي گرديد كه بعدا با اجراي طرح سي‎ان‎جي تا حدي مرتفع گرديد. اين طرح نيز به‎دليل استقبال خودرو‎هاي مسافربر مورد حمايت و پيگيري وزارت كشور به‎عنوان هماهنگي با شهرداري‎‎ها قرار داشت.